هر روز شکسته تر می آمد به نظر
انگار نداشت رفتنش را باور
تا اینکه شکست روزی آن قاب بزرگ
از بس که به سینه می فشردش مادر
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 18:43  توسط عبدالرضا حسینی
|
انگار نداشت رفتنش را باور
تا اینکه شکست روزی آن قاب بزرگ
از بس که به سینه می فشردش مادر